من نمیدونستم که اینقدر واسم مهمه...
من نمیخواستم...
اگه میدونستم که احساسم نابودش میکنه، هیچ وقت باهاش حرف نمیزدم...
من... ازش بدم میاد... دیگه نه باهاش حرف میزنم... نه باهاش راه میرم... نه باهاش غذا میخورم... نه باهاش میخندم... نه به وبلاگش سر میزنم...نه...
دیگه حتی دیدنش هم خوشحالم نمیکنه... من هنوزم خیلی دوستش دارم... اما دیگه نه... دیگه همه چی تموم شد...!
اگه واسه ی همه هم خوشحال بشم ، دیگه نه...!
دیگه... نمیخوام دیگه حتی در موردش حرف بزنم... فقط اینکه من هنوزه خیلی دوستش دارم...
من هنوز هم براش ارزش قایلم... هنوز هم واسم مهمه... پس ازم نخواید که...

پ.ن ۱: اگه من نتونم همه چی رو بنویسم... اگه من سقوط رو احساس کنم و دیگه زیبایی رو نبینم...
پ.ن ۲: این نوشته ها ، یه مخاطب خاص داره...!
پ.ن ۳:  حرمت اشک، حرمت قلب را شکست... حرمت قلب که شکست، زندگی پایان یافت...!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد